لغت نامه دهخدا
بیش خوار. [ خوا/خا ] ( نف مرکب )اکول. گلوبنده. پرخوار. مقابل اندک خور:
من از تو بهمت توانگرترم
که تو بیش خواری من اندک خورم.نظامی.
بیش خوار. [ خوا/خا ] ( نف مرکب )اکول. گلوبنده. پرخوار. مقابل اندک خور:
من از تو بهمت توانگرترم
که تو بیش خواری من اندک خورم.نظامی.
اکول. گلو بنده. پرخوار. مقابل اندک خور.
💡 مکن زین بیش خواری بر دل تنگ غریبی را مکش چون مار در سنگ
💡 مکن زین بیش خواری بر عزیزان که در عالم نماند جز نکویی