برنادوت

لغت نامه دهخدا

برنادوت. [ ب ِ دُت ْ ] ( اِخ ) شارل. مارشال فرانسوی متولد بسال 1763 م. در پو و بسال 1844 م. درگذشت. وی در جنگهای دوره انقلاب کبیر فرانسه و دوره امپراطوری مهارت نشان داد و از طرف ناپلئون عنوان پرنس د پونتکوروو را یافت. بسال 1810 م. شارل سیزدهم پادشاه سوئد او را بفرزندی پذیرفت و او در سال 1813 م. با متفقین ضد فرانسه متحد گردید. در سال 1818 م. بنام شارل چهاردهم به تخت سوئد جلوس کرد و سلسله کنونی سوئد از خاندان او هستند. ( از فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با برنادوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گفته ایلان پاپه، به رسمیت شناختن حق موجودیت اسرائیل از سوی اعراب بخشی از طرح صلح فولکه برنادوت در سال ۱۹۴۸ بود. کشورهای عربی دلیل خود را برای رد این طرح بیان کردند. در دهه ۱۹۵۰، هربرت موریسون، نماینده پارلمان بریتانیا، جمال عبدالناصر، نقل‌قول رئیس‌جمهور وقت مصر را مطرح کرد که گفت: «اسرائیل یک کشور ساختگی است که باید ناپدید شود.» این موضوع به‌عنوان مسئله کانونی بین اسرائیل و اعراب توصیف شد.

💡 او وقتی که به فرانسه بازگشت با همسر آینده خود آشنا شد. او در ۱۶ اوت ۱۷۹۸ با ژنرال فرانسه ژان باتیست برنادوت ازدواج کرد. در سال ۱۷۹۹ آن‌ها صاحب پسری به نام اسکار شدند.

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز