ببق

لغت نامه دهخدا

ببق. [ ب َ ] ( اِخ )یاقوت گوید، رهنی هنگامی که از بلاد کرمان نام میبرددر شرح خبیص می گوید: «بناحیتها خبق و ببق » و من ندانستم مقصود از خبق و ببق چیست. ( از معجم البلدان ). ظاهراً نام محلی بوده است چنانکه در مقامات عرفای بم آمده است که «پیر محمد... به بم آمد و... چند روزی حکومت کرد و ببق و خبیص را به تالان داد. و جبال بارز وچند محال دیگر را». و رجوع به حواشی تاریخ وزیری چ باستانی پاریزی ص 256 و مرآت البلدان ج 1 ص 162 شود.

فرهنگ فارسی

ظاهرا نام محلی بوده است

جمله سازی با ببق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیر خود را مکن قیاس بحق شیر نر را چه نسبت است ببق

💡 تازه بسخات شاخ دانائی زنده ببقات روح انسانی

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز