باقون

لغت نامه دهخدا

باقون. ( اِخ ) صورت ترکی کلمه باکن است، و باکن یابیکن نام فیلسوف معروف انگلیسی است. رجوع به باکن وبیکن و همچنین به قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1202 شود.

جمله سازی با باقون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نفس انسان نيز چنين است و با آن كه در طى تحولات مدّت عمر، صورت ها و ملكات متعددى را پذيرفته، در عين حال انسان كنونى همان انسان قبلى است؛ گرچه به بيان اميرالمؤ منان على عليه السلام چنان انسانيت او تحت سيطره ملكات حيوانى وى قرار گرفته كه گويا مرده است و تنها از صورت و ظاهر انسانى برخوردار است: فاصلورة صورة الا نسان والقلب قلب الحيوان... وذلك ميّت الا حياء(305). آن حضرت درباره عالمان راستين مى فرمايد: والعلماء باقون ما بقى الدهر(306)، ليكن درباره عدّه اى كه خود را دانشمند و عاقل مى دانند و به جاى توجه به كوثر معنوى به تكاثر مادى گرايش دارند و اگر چيزى را ندانند، حاضر نيستند به جهل خويش ‍ اعتراف كنند، علم فروش و فريبكار و مستاءكل به علم هستند، مى فرمايد: اينان قبل از آن كه بميرند مرده هستند و ازانسانيت جز شكل وظاهر انسانى بهره اى ندارند؛ زيرا همه كرامت انسان به مقام خلافت او از خداست و اصل حاكم بر همه نوشتارها، گفتارها، رفتارها... اين است كه خليفه خدا از آن جهت كه خليفه است، وظيفه اى جز حفظ مآثر و صيانت آثار مُستخلَف عنه خود ندارد.

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز