لغت نامه دهخدا
یک پولی. [ ی َ / ی ِ ]( ص نسبی ) مسکوکی که یک پول ارزد، یعنی نیم شاهی. که ارزش یک پول دارد: گنجشک یک پولی انااعطینا نمی خواند،یا گنجشک یک پولی یاهو نمی خواند. ( یادداشت مؤلف ).
یک پولی. [ ی َ / ی ِ ]( ص نسبی ) مسکوکی که یک پول ارزد، یعنی نیم شاهی. که ارزش یک پول دارد: گنجشک یک پولی انااعطینا نمی خواند،یا گنجشک یک پولی یاهو نمی خواند. ( یادداشت مؤلف ).
مسکوکی که یک پول ارزد یعنی نیم شاهی که ارزش یک پول دارد
💡 در دوران طلایی اسلامی یک اقتصاد پولی قدرتمند بر پایه چرخش پولی (دینار) حکمفرما بود. ممالک و قلمروهای مختلف اسلامی که قبلاً خودمختار و مستقل بودند دارای یک سیستم یکپارچه اقتصادی و پولی با واحد پولی مشترک شدند.
💡 - مرجعی دقیق و قابل اعتماد در حوزه پولی و بانکی
💡 خونبها مال یا پولی است که به سبب کشتن انسان یا نقص عضو به کسی که صدمه دیده است یا به بازماندگان او پرداخت میشود.
💡 فقر مادی، تحصیلات پایین خانوادهها، باورهای سنتی و ضعف قوانین از جمله علتهای اجتماعی ازدواجهای زودهنگام است. در بیشتر موارد خانوادهٔ داماد به خانواده عروس که اغلب فقیر هستند پولی پرداخت میکنند (مثلاً به صورت شیربها).