مو فرستادن

لغت نامه دهخدا

مو فرستادن. [ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) در جوف کاغذ مو گذاشتن و برای معشوقه فرستادن به نشان آنکه تن من در هجر تو مانند موی لاغر و نحیف گشته است. ( از ناظم الاطباء ). موی دادن. ( آنندراج ). چون کسی به زنی عاشق شود و وصالش دست ندهد موی در کاغذی پیچیده در قوطی یا حقه گذاشته پیش معشوقه می فرستد و غرض از آن اعلام ضعف و نحافت بود در محنت هجر اگر معشوقه هم مشتاق او باشد او هم در جواب مو می فرستد:
می فرستم به تو از زلف تو مویی یعنی
اشتیاقم به وصال تو ز حد بیرون است.خان خالص ( از آنندراج ).و رجوع به مو دادن شود.

فرهنگ فارسی

در جوف کاغذ مو گذاشتن و برای معشوقه فرستادن به نشان آنکه تن من در هجر تو مانند موی لاغر و نحیف گشته است ٠

جمله سازی با مو فرستادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوی فردوس باغی را نزیبد میوه آوردن سوی طاوس زاغی را نشاید پر فرستادن

💡 توکوگاوا ایه‌یاسو به شکار شاهین علاقه داشت، اما با این سیاست شکار شاهین نیز ممنوع شد و فرستادن هدایایی مانند شاهین جهت شکار نیز ممنوع شد.

💡 در کتاب‌های هری پاتر سیستم دادستانی وزارت جادو بسیار فاسد و ناحق نشان داده شده، یکی از نمونه‌ها فرستادن سیریوس بلک پدرخوانده هری به زندان آزکابان است درحالی که بی‌گناه بود.

💡 و كوتاه سخن اينكه: كلمه (صب ) در جمله مورد بحث به معناى ريختن آب از بلندى است، و منظور در اينجا فرو فرستادن بارانها بر زمين براى روياندن گياهان است، و بعيدنيست كه شامل جارى ساختن چشمه ها و نهرها نيز بشود، چون آبهاى زير زمينى هم ازذخائرى است كه بوسيله باران پديد مى آيد.

💡 شبکه خبری سی‌ان‌ان نیز در آبان‌ماه گذشته بر اساس ویدئویی که از گروهی از شورشیان سوری به دست آورده بود و نیز فرستادن خبرنگاری به افغانستان، گزارشی از اعزام گروهی «پیکارجوی افغان به سوریه» منتشر کرد که «در ایران تعلیم دیده و از آن مستمری می‌گیرند».

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز