لغت نامه دهخدا
مزه چش. [ م َ زَ / زِ چ َ / چ ِ ] ( نف مرکب ) چاشنی گیر. که مزه غذا را چشد. چشنده طعم غذا:
در جهان هر که شمس دین لقبند
شاه ایشان توئی به حضرت کش...
سائلان چاشنی چش لقبند
مزه پرسند هرکس از مزه چش.سوزنی.
مزه چش. [ م َ زَ / زِ چ َ / چ ِ ] ( نف مرکب ) چاشنی گیر. که مزه غذا را چشد. چشنده طعم غذا:
در جهان هر که شمس دین لقبند
شاه ایشان توئی به حضرت کش...
سائلان چاشنی چش لقبند
مزه پرسند هرکس از مزه چش.سوزنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دام تو افتادن و تیری ز تو خوردن در پای تو بر خاک تپیدن مزه دارد
💡 به نقل، شور مکن آن دهان شیرین را که باده را مزه ای به ز لب گزیدن نیست
💡 و آن كس كه نه قرآن به او داده شده و نه ايمان، مانند (حنظله ) (هندوانهبوجهل ) است كه بوى خوش ندارد، و مزه اش نيز تلخ است (74)
💡 مزه عمر جنون بوی بهار آمده است نمک مجلس مستان به چه کار آمده است
💡 از میوهٔ آن به دلیل طعم و مزه تلخاش استفادهٔ خوراکی انسانی نمیشود اما در خوراک دام مورد استفاده قرار میگیرد یا خشک شده و در کارهایی نظیر کود صنعتی استفاده میشود.
💡 زهرا با لباس وصله دار در خانه على (عليه السلام ) زندگى كرد، و در آن خانه فرشزينت و لباس نديد، و مزه لذائذ مادى را نچشيد.