طاس ساعت

لغت نامه دهخدا

طاس ساعت. [ س ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیمانه ٔساعت باشد، و آن معروف است. ( آنندراج ):
بنوازیدم بزخمه، طاعت این است
آرید بناله ام، شفاعت این است
در هر گریه ام، پر و تهی گردد چشم
کریال زنید، طاس ساعت این است.نظیری نیشابوری.چیست این طاس ساعت گردان
کاهش زندگانی مردان.( راحة الصدور ص 121 ).رجوع به طاس و پنگان شود.

فرهنگ فارسی

پیمانه ساعت باشد و آن معروفست

جمله سازی با طاس ساعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیشهٔ ساعت خبر ز ساز فرصت می‌دهد خودسران غافل مباشید از صدای طاس‌ها

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز