بی چانه

لغت نامه دهخدا

بی چانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) در تداول،یک کلام. بی مماسکه. بی چک و چانه. ( یادداشت بخط مؤلف ). || که چانه ندارد. رجوع به چانه شود.

فرهنگ فارسی

در تداول یک کلام ٠ بی مماسکه ٠ بی چک و چانه ٠

جمله سازی با بی چانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرزدت خط ز زنخدان و محال است که پیش کار خوبان پس از این از تو بدین چانه رود

💡 هیچ؛ در عوض، قراردادهای دسته جمعی در سراسر کشور حداقل دستمزد طبقه‌بندی مشاغل برای هر صنعت و ارائه حداقل دستمزد از ۱٬۰۰۰ یورو در ماه دستمزد که چنین موافقت نامه‌های جمعی وجود دارد، از جمله برای کارگران خانگی، کارکنان مربوط به فراشی، و جفت طلا، در قانون مربوط تنظیم و به‌طور کلی کمتر از کسانی که تحت پوشش چانه زنی جمعی است. [۷]

💡 برخلاف نای و نایژه راه هوای فوقانی قابلیت انعطاف داشته و سازگار است. به این ترتیب باید در مقابل فشار منفی حاصل از انقباض دیافراگم و ورود هوا به ریه مقاومت کنند و ان کار را با انقباض منظم عضلات راه هوایی فوقانی مانند ماهیچه چانه‌ای‌زبانی و عضله استخوان لامی انجام می‌دهند.

💡 گرایش‌های مذهبی و تعصبات شیعیان در جریان فرقه گرایی عصر صفویان و رسمی شدن شیعه توسط شاه اسماعیل اول موجب ورود عوامل تصویری جدیدی در نگارگری‌های مربوط به پیکر محمد گشت و چهره او با نقاب (برقع) از پیشانی تا زیر چانه پوشانیده و در نمایش حالت و اندازه عمامه او تغییراتی پدید آمد.

💡 پرسش سوم آن است که کنشگران مرزی از چه راهبردها یا تاکتیک‌هایی استفاده کرده‌اند؟ کنشگران مرزی چه راهکارهایی یافته یا ساخته‌اند؟ نظریه‌پرداز روش‌ها یا ترفندهای گوناگون را به ما نشان می‌دهد. از مذاکره و چانه‌زنی گرفته تا صدابخشی مردمان و توانمندسازی جامعه. از دیپلماسی و آموزش حکمرانان گرفته تا تصمیم‌سازی و اصلاح، تعدیل یا ارتقای سیاست‌گذاری.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز