لغت نامه دهخدا
ام خامس. [ اُم ْ م ِ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) زنی که پنج فرزند زاییده باشد. ( از المرصع ). رجوع به ام ثلاث شود.
ام خامس. [ اُم ْ م ِ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) زنی که پنج فرزند زاییده باشد. ( از المرصع ). رجوع به ام ثلاث شود.
زنی که پنج فرزند زاییده باشد
💡 آه از مظلومی آن ثالث هشت و چهار داد از ناکامی آن خامس آل عبا
💡 خامس خامس اصحاب کسا فخر تبار که ز بس مرتبه و جاه و جلال و مقدار
💡 سلبش ز سر عمامه و تن بی ردا به خاک گیرم حسین خامس آل عبا نبود
💡 شهید خامس سید محمدباقر صدر (زادهٔ ۱۳۱۳ ـ ۱۳۵۳ و درگذشتهٔ ۱۳۵۹ ـ ۱۴۰۰) فقیه شیعه و فعال سیاسی عراقی بود؛ که گاه به شهید خامس نیز لقب گرفتهاست.
💡 حضرت علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه درفصل خامس از رساله قيمه (الولايه ) با عنوان (فيما يناله الانسان بكماله ) مىفرمايد:
💡 آنک او ده یا قدّش نبود سرو روان خمس را خامس رابع کن و نامش برخوان