شیرین گویی

لغت نامه دهخدا

شیرین گویی. ( حامص مرکب ) صفت و حالت شیرین گو. خوش بیانی. شیرینی سخنی. ( از یادداشت مؤلف ): در مجلس ملوک هندوستان سخنوری و شیرین گویی می کردند. ( حبیب السیر چ سنگی ج 3 ص 155 ). رجوع به شیرین گو و شیرین سخنی شود.

فرهنگ فارسی

خوش بیان و شیرین سخنی

جمله سازی با شیرین گویی

💡 Hedylogos یا Hedylogus (یونانی باستان: Ἡδυλογος) ایزد شیرین گویی و چاپلوسی بود. او در هیچ ادبیات موجود ذکر نشده است، اما او در نقاشی‌های گلدان یونان باستان به تصویر کشیده شده است.