درازپا
مترادفها
بلندپا
متضادها
کوتاهپا
لغت نامه دهخدا
درازپا. [ دِ ] ( ص مرکب ) درازپای.آنکه پای دراز دارد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). که پای طویل دارد. مقابل کوتاه پا: اَسَطّ، خَجَوجاء، خَجَوجی ̍ و شَحْوَل؛ مرد درازپای. شَجَوجی ̍؛ مرد بسیار درازپای کوتاه پشت. ( منتهی الارب ). شَرجَب؛ درازپای بزرگ استخوان. قَطوطی ̍؛ مرد درازپای نزدیک گام. ( منتهی الارب ). || پادراز.مقابل پاکوتاه. هر مرغ که در آب و خشکی هر دو زندگی کند و پای دراز دارد. مانند بوتیمار و کرکی. مرغان که پاهای سخت بلند دارند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): طُوَّل: مرغی است آبی درازپا. ( منتهی الارب ). قُعقُع؛ مرغی است درازنول و درازپای. ( از منتهی الارب ). || از احشام آنکه پای دراز دارد، چون اسب: استر، خر، اشتر. حیوانات چون: شتر، اسب، استر، خر. نوع حیوان چون: اسب، خر و استر، مقابل کوتاه پا که گوسفند، بز، قوچ و غیره است. ج، درازپایان. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): ناقة رَزوف؛ ناقه درازپا. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
آنکه پای دراز دارد
جمله سازی با درازپا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 درازپایان نام تیرهای از پستانداران کیسهدار شامل کانگوروها، والابیها، کانگوروهای درختی، فیلاندرها، و بسیاری دیگر است. درازپایان بومی استرالیا، گینه نو، و بعضی جزیرههای اطراف هستند. پیش از آنکه اروپاییان به استرالیا پا بگذارند، ۵۳ گونه درازپا وجود داشت که از این میان ۶ گونه تاکنون منقرض شدهاند و جمعیت ۱۱ گونه نیز به شدت کم شدهاست. بعضی دیگر گونههای این تیره پیش از ورود اروپاییان و پس از مهاجرت مردمان بومی استرالیا منقرض شدند.