خسبنده

لغت نامه دهخدا

خسبنده.[ خ ُ ب َ دَ / دِ ] ( نف ) نایم. خوابیده:
در این ره جزین خواب خرگوش نیست
که خسبنده مرگ را هوش نیست.نظامی.هقعه؛ مرد بسیار تکیه کننده و بر پهلو خسبنده میان قوم. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نایم خوابیده

جمله سازی با خسبنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درین ره جز این خواب خرگوش نیست که خسبنده مرگ را هوش نیست

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز