لغت نامه دهخدا
جفت خواهی. [ ج ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) کار جفت خواه. جفت جوئی. لاسی. گشن خواهی. به گشن آمدگی. جفت طلبی. رجوع به جفت جوئی و گشن خواهی شود.
جفت خواهی. [ ج ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) کار جفت خواه. جفت جوئی. لاسی. گشن خواهی. به گشن آمدگی. جفت طلبی. رجوع به جفت جوئی و گشن خواهی شود.
کار جفت خواه جفت جوئی لاسی گشن خواهی به گشن آمدگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جفت خواهی خدای ندهد بار فرد باشی خدای باشد یار