تولات
لغت نامه دهخدا
تولات. [ ت ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ تُوَلَة. یقال: جأنا بتولاته و دولاته و کذا جاء بدولاه و تولاه؛ ای بالدواهی. کذا فی النسخ. ( منتهی الارب ).تَولات و تولات ج ِ تولة. ( از ناظم الاطباء ). ج ِ تولة کهمزه بلا و سختی. ( آنندراج ). رجوع به توله شود.
جمله سازی با تولات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز عنبر زلف هیچ لالات مباد جز سوی وصال ما تولات مباد