تنگ بیز
لغت نامه دهخدا
تنگ بیز. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ / ت َ ] ( اِ مرکب ) غربالی را گویند که آن را از موی دم اسب در غایت تنگ چشمی ببافند و چیزهایی را که خواهند بسیار نرم و باریک شود بدان ببیزند. ( برهان ). موبیز و غربال. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنک بیز شود. || پالاون و ترشی پالا را گویند و آن ظرفی است که مانند کفگیر سوراخها دارد و بدان چیزها را صاف کنند. ( از برهان ).
فرهنگ عمید
= الک
فرهنگ فارسی
پالادن و ترشی پالا را گویند و آن ظرفی است که مانند کفگیر سوراخها دارد و بدان چیزها را صاف کنند.
جمله سازی با تنگ بیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشم در تنگ بیز امتحانت ببینم احترام و قدر جانت