این واژه در متون کهن فارسی و لغتنامههای قدیمی مانند برهان قاطع و ناظمالاطباء دارای معانی گوناگونی است که فهم دقیق آن وابسته به بافت و کاربرد آن در جمله میباشد. در یکی از معانی اصلی، «تروه» به معنای جفت، زوج و دوگانه به کار رفته و در واقع معادل واژه عربی «زوج» دانسته میشود. در این مفهوم، این واژه برای اشاره به دو چیز همنوع، همراه یا مکمل یکدیگر نیز استفاده شده و در برابر معنای فرد و یکتا قرار میگیرد. در برخی کاربردها و نقلهای لغوی، «تروه» علاوه بر معنای زوجیت، به حالت جفت بودن و پیوستگی دو چیز نیز اشاره دارد که بر نوعی ارتباط و همراهی دلالت میکند. از سوی دیگر، در معنایی متفاوت، این واژه گاهی به راه باریک، تنگه یا معبر دشوارگذر نیز اطلاق شده است. در این کاربرد، «تروه» بیشتر جنبه توصیفی داشته و برای بیان مسیرهای سخت، کمعرض و محدود به کار میرود. تنوع این معانی نشان میدهد که واژه در زبان کهن دارای گستره معنایی بوده و در موقعیتهای مختلف مفاهیم متفاوتی را منتقل میکرده است. به همین دلیل، درک صحیح آن تنها با توجه به جمله و سیاق کلام امکانپذیر است. گاهی منظور از آن جفت و زوج بودن است و گاهی اشاره به مسیر باریک و دشوار دارد. در مجموع، «تروه» واژهای چندمعنایی است که معنای دقیق آن را باید از متن و کاربرد آن در جمله تشخیص داد.
تروه
لغت نامه دهخدا
تروه. [ ت َ وُ / ت ُ وَ ] ( اِ ) بمعنی ترووه است که جفت باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به ترووه شود.
تروه. [ ت َ رِ وِ] ( اِ ) معبر تنگ و راه دشوارگذار. ( ناظم الاطباء ).