لغت نامه دهخدا
بزرگ رای. [ ب ُ زُ ] ( ص مرکب ) آنکه رای بزرگ دارد. بلنداندیشه. کسی که رای و اندیشه قوی دارد:
کآن تخت نشین که اوج سای است
خرد است ولی بزرگ رای است.نظامی.
بزرگ رای. [ ب ُ زُ ] ( ص مرکب ) آنکه رای بزرگ دارد. بلنداندیشه. کسی که رای و اندیشه قوی دارد:
کآن تخت نشین که اوج سای است
خرد است ولی بزرگ رای است.نظامی.
آنکه رای بزرگ دارد بلند اندیشه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کان تخت نشین که اوج سای است خرد است ولی بزرگ رای است