این عبارت در زبان فارسی به معنای تقسیم کردن یک چیز به قسمتهای کوچکتر و جداگانه یا اختصاص دادن سهمی از آن به افراد مختلف است و یکی از واژههای پرکاربرد در گفتار روزمره و متون رسمی به شمار میرود. این ترکیب زمانی به کار میرود که یک کلّ واحد مانند مال، زمان، غذا یا هر نوع دارایی و حتی مفاهیم غیرمادی به اجزا یا سهمهای مشخص تقسیم شود. در معنای لغوی، «بخش کردن» همان «تقسیم نمودن» و «پارهپاره ساختن یک مجموعه به اجزای مشخص» است که میتواند به صورت مساوی یا نامساوی انجام گیرد. یکی دیگر از معانی مهم این واژه، «تخصیص دادن» است؛ یعنی اختصاص دادن بخشی از چیزی به شخص، گروه یا هدفی خاص، مانند بخش کردن بودجه میان چند پروژه. همچنین این عبارت در مفهوم اجتماعی به معنای «تسهیم کردن» نیز به کار میرود که در آن هدف، توزیع عادلانه و منصفانه میان افراد است. در برخی کاربردها، این واژه با «پخش کردن» نیز هممعنا میشود، هرچند تفاوتهایی در دقت معنایی دارند و پخش کردن بیشتر به معنای پراکندن در سطح وسیع است. در متون ادبی و رسمی، «بخش کردن» میتواند به مفهوم تقسیم اموال یا داراییها میان وراث یا افراد نیز اشاره داشته باشد. این واژه در زندگی روزمره نیز بسیار رایج است، مانند بخش کردن غذا میان مهمانان یا تقسیم کار میان اعضای یک گروه. از نظر ساختاری، این ترکیب از فعل «بخش» به معنای قسمت و سهم و «کردن» به عنوان فعل سازنده تشکیل شده است و یک فعل مرکب در زبان فارسی محسوب میشود.
بخش کردن
لغت نامه دهخدا
بخش کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تقسیم کردن. ( ناظم الاطباء ). تقسیم. اقتسام. قسم. قسمة. ( ترجمان القرآن جرجانی ). اقتسام. ( تاج المصادر بیهقی ). تقسیم. قسم. توزیع. ( دهار ). توزیع کردن. بخش کردن. ( یادداشت مؤلف ):الاستقسام، بخش کردن خواستن. ( المصادر زوزنی ): ساعات و اوقات را بخش کرده بود زمانی بنماز و خواندن، زمانی بنشاط و خوردن، زمانی کار پادشاهی بازنگریدن. ( تاریخ سیستان ). و هر مال و کراع و ملک کی آن را خداوندی پدید نبودی بر درویشان و مستحقان و مصالح ثغور قسمت و بخش کرد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 91 ). پس کیومرث این مدت را بدین گونه بدوانزده بخش کرد. ( نوروزنامه ). [ معاویه ] شهرها جمله بر امیران بخش کردو عمرو عاص را مصر داد. ( مجمل التواریخ و القصص ).
اگر گنجی کنی بر عامیان بخش
رسد هر کدخدایی را برنجی.سعدی ( گلستان ).یکی را ازبندگان خاص کیسه ای درم داد تا بر زاهدان بخش کند. ( گلستان ).
بخش کن روز خویش و شب را نیز
مگذران بر فسوس عمر عزیز.اوحدی.- امثال:
جو دو خر را بخش نداند کرد؛ بسیار ناکافی و بیکاره است. ( امثال و حکم دهخدا ج 2 ص 591 ).
در جنگ حلوا بخش نمی کنند؛ ضرب و شتم در نزاع و خلاف، طبیعی باشد. ( از امثال و حکم دهخدا ج 2 ص 782 ).
|| پاره پاره کردن: و او را بزخمهای پیاپی وضربهای بی محابا بخش کردند و جان او را که حشاشه مکرمت بود بر باد دادند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || بخشیدن. عطیه کردن. عطا کردن:
همه بخش کرد آنچه بد بر سپاه
سراپرده و خیمه تخت و کلاه.فردوسی.چو بر گل گران بدره ها بخش کرد
همه رنگ رخسارشان رخش کرد.شمسی ( یوسف و زلیخا ).بقنطار زر بخش کردن ز گنج
نباشد چو قیراطی از دسترنج.سعدی ( بوستان ). || مقدر کردن. تقدیر کردن. نصیب دادن:
از آن بخش کایزد بکرده ست پیش
نه کم گردد از رنج روزی نه بیش.اسدی.جهاندار بخشی که کرده ست پیش
از آن بخش کمتر نگردد نه بیش.اسدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بهره بهره کردن بحصه ها قسمت کردن. ۲ - تقسیم کردن تقسیم
جمله سازی با بخش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید جز نور بخش کردن خود از قمر چه آید
💡 پس از اتمام لوحههای آموزشی، آموزش نوشتن آغاز میگردد. آموزگار باید مطمئن باشد که دو مهارت بخش کردن و صداکشیدن را دانش آموزان به خوبی یادگرفته باشند و سپس دورهٔ حرف آموزی را آغاز کند.
💡 بخش کردن جامعه به توده و اقلیتها به معنای تقسیم آن به طبقات اجتماعی نیست. هم در طبقات بالا و هم در طبقات پایین، هم توده و هم اقلیت وجود دارد.