برچیده

لغت نامه دهخدا

برچیده. [ ب َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نمیص. ( منتهی الارب ). گرد آورده و جمع شده. فراهم شده. || واچیده. || منحل شده و تعطیل شده. رجوع به برچیدن و چیدن در تمام معانی شود.
- برچیده ازار؛ کمیس الازار.
- برچیده دامان؛ بالازده، چنانکه دامن خیمه یا جامه.
- برچیده دامن؛ دامن فرا گرفته:
ای بس کسا که از پی این زیر دامنی
نیفه فرو کشیده و برچیده دامنند.سوزنی.- برچیده شدن؛ ازمیان رفتن. فانی شدن چیزی بتمامه: خانواده فلان برچیده شد. ( یادداشت مؤلف ).
- || منحل شدن.
- برچیده ناف؛ کسی که حوالی نافش بالیده باشد. ( آنندراج ):
از زنخدانش زدی در حسن لاف
قرص مه می بود اگر برچیده ناف.تجلی ( آنندراج ).نرم کاکل سخت سم مالیده مو برچیده ناف
خرد سر کوچک دهن فربه سرین لاغرمیان.محتشم کاشانی ( در صفت اسب ) ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. گردآورده شده.
۲. [مجاز] منحل شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- گرد آورده. ۲- منحل شده تعطیل شده.

جمله سازی با برچیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۳۲۴ و در حکومت خودمختار آذربایجان برای اولین بار در ایران به زنان حق رای داده شد ولی پس از برچیده شدن و شکست فرقه دموکرات آذربایجان بار دیگر حق رای از زنان سلب شد.

💡 این کتاب یکی از منابع مهم برای مطالعه هجوم مغول به ایران و برچیده شدن حکومت‌های اسماعیلیان، خوارزمشاهیان و عباسیان است. علاوه بر این، برخی از وقایع و موضوعاتی که در این کتاب به ثبت رسیده‌است، عبارتند از:

💡 مباشید از قماش دامن برچیده‌ام غافل که من صد صبح ازین عالم برون چیدن دکان دارم

💡 در دهه پس از استقلال، مهاجرت گسترده روس‌ها از استونی و برچیده شدن پایگاه‌های نظامی روسیه در سال ۱۹۹۴ باعث شد که نسبت قوم استونیایی در استونی از ۶۱٪ در سال ۲۰۰۶ میلادی به ۶۹٪ درصد افزایش پیدا کند.

💡 چرا ممنون شوم از گلشن آرا من که می دانم به از صد دسته گل، دامن برچیده خود را

💡 به آن برچیده دامان تهمت خونم کجا افتد نسازد دست رنگین گر به پای او حنا افتد

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز