بازارپسند
مترادفها
پرطرفدار، محبوب
متضادها
نامطلوب، از مد افتاده
لغت نامه دهخدا
بازارپسند. [ پ َ س َ ] ( ن مف مرکب ) مرغوب برای مشتری. جالب برای مشتری. مشتری پسند. جلب کننده مشتری: خربزه بازارپسند.
فرهنگ عمید
کالایی که باب بازار باشد و خریداران آن را بپسندند.
فرهنگ فارسی
مرغوب برای مشتری
جمله سازی با بازارپسند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوجورپایان غذای بسیاری از ماهیها بوده و حساسیت بالایی نسبت به آلودگیهای محیطی دارند. دوجورپایان همچنین قابلیت انتقال رنگدانههای ضدسرطانی به ماهیها را دارند و باعث افزایش بازارپسندی ماهیهای پرورشی میشوند.
💡 برخلاف سالهای پیش از انقلاب که منظومههای فولکوریک، به دقت توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ثبت میشد و این امر یکی از اهداف برنامهریزی شده این مؤسسه بود، امروزه این هدف یکی از اهداف کاملاً فراموش شده این سازمان و ناشران دیگر قلمداد شده و افسانههای فولکوریکی همچون خاله سوسکه فقط با اهداف تجاری و برای سلیقههای فردی و بازارپسند بهطور مکرر منتشر میشوند.