در باریدن

لغت نامه دهخدا

در باریدن. [ دُرر دَ ] ( مص مرکب ) پاشیدن در. پاشیده و افشانده شدن دُر. || نزول قطرات باران. || سخن گفتن به روانی. کنایه از سخن شیرین و شیوا از زبان جاری شدن:
زبانی که اندر سرش مغز نیست
اگردر ببارد همان نغز نیست.فردوسی.

فرهنگ فارسی

پاشیدن در پاشیده و افشانده شدن در یا نزول قطرات باران.

جمله سازی با در باریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آفت سیل به همسایه رساند روزی سخت باریدن این ابر که بر بام منست

💡 در جنگ کوتاه زمستانی که رخ داد، برف شدیدی شروع به باریدن کرد و باعث فرار سربازان عرب ابن‌حمدان شد.

💡 بدین ترتیب، سیاوش در نوروز کشته شد و در ششمین روزِ سال نو یا نوروز بزرگ یعنی روزی که کیخسرو (پادشاه کیانی) انتقام خون پدرش را از افراسیاب گرفت، رستاخیز کرد. با مرگ سیاوش خشکسالی می‌شود و با رستاخیز سیاوش که با تولّد و آغاز پادشاهی پسرش کیخسرو محقق می‌گردد، باران، باریدن آغاز می‌کند و خشکسالی به سر می‌آید.

💡 کوهستان بلند دو طرف درواه گرفته‌است ودرواه بعد از باریدن باران تامدت شش ماه آب در آن جریان دارد.

💡 خون خصم از میغ تیغش تاکه باریدن گرفت تیغ خود، در میغ از بیمش نهان کرد آسمان

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز