دیهه

لغت نامه دهخدا

دیهه. [ هََ / هَِ ] ( اِ ) ده. دیه. قریه. روستا و قصبه. ( ناظم الاطباء ): امیر اسماعیل رحمه اﷲ مردمان آن دیهه را بخواند... گفتند که مسجد جامع در دیهه ما راست نیاید. ( تاریخ بخارا نرشخی ص 21 ). و دیهه مماستین و... بنا کرد بعد از آن دیهه فرخشی برآورد. ( تاریخ بخارا نرشخی ص 7 ).

فرهنگ عمید

= دیه dih

فرهنگ فارسی

( اسم ) عدد اصلی ( ۱٠ ) پس از نه دو پنج عشره.

جمله سازی با دیهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسن قمی در تاریخ قم از فردقان با نام مزدجان یاد کرده و ضمن نقل قول از ابن‌فقیه؛ در خصوص آتشکده فردقان و چگونگی ویرانی آن در سال 288 هجری می‌‌نویسد: «چنین گوید همدانی در کتاب خود که در دیهی از دیهه‌ای قم، نام آن مزدجان[Mazdajan] آتشکده کهنه و دیرینه بوده است و در این آتشکده آتش آذرجشنسف بوده است و این آتش از جمله آتش‌هایی بوده که مجوس در وصف و حق آن غلو کرده‌‌اند. پس همه اوقات بدین قریه این آتشکده بوده است تا آنگاه که بیرون ترکی امیر قم بدین دیه رسید و بر باروهای آنها منجنیق‌ها و عرادها نصب کرد و آن را در سنه ثمان و ثمانین و مأتین بگرفت و فتح کرد و باروی آن خراب کرد و آتشکده را زیر و رو گردانید و آتش را بنشاند...».

💡 در تاریخ بخارا آمده است که «ابو الحسن نیشابوری در خزائن‌العلوم به ترتیب آورده‌است که چون خلافت به امیرالمؤمنین مهدی رسید، یعنی پدر هارون الرشید، و هیچ‌کس از خلفای عباسی از وی پارساتر نبودی، پس امیری جمله خراسان ابو العباس فضل بن سلیمان طوسی را داد، در سال صد شصت و شش، و او بیامد تا به مرو، و آنجا بنشست، پس وجوه و مهتران و بزرگان [بخارا] به نزدیک او رفتند، و مهتران سغد نیز جمله به مرو رفتند، به سلام امیر خراسان. او از حال ولایت ایشان پرسید، اهل بخارا گفتند که ما را از کافران ترک رنج است، که به هر وقت ناگاه می‌آیند و دیه‌ها غارت می‌کنند؛ و اکنون به تازگی آمده‌اند، و دیهه سامدون را غارت کرده‌اند، و مسلمانان را اسیر کرده بوده‌اند. ابو العباس طوسی گفت هیچ تدبیری دارید تا بفرمایم. یزید بن غورک ملک سغد آنجا بود گفت بقای امیر خراسان باد. به روزگار پیشین در جاهلیت ترکان ولایت سغد را غارت می‌کرده‌اند به سغد زنی پادشاه بوده‌است، او سغد را باره برآورده‌است، ولایت سغد از ترکان امان یافته. ابو العباس طوسی بفرمود مر مهتدی بن حماد بن عمرو الذهلی را که که امیر بخارا بود از جانب او، تا بخارا را باره زند چنان‌که همه روستاهای بخارا اندرون آن باره بود به شکل سمرقند، تا دست ترکان به ولایت بخارا نرسد. این مهتدی بن حماد بفرمود تا این دیوار بزنند، و [در فرسنگی] دروازه‌ای نهند، و به هر نیمه میلی یکی برج استوار بر آرند.»

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز