لغت نامه دهخدا
تارسازی. ( حامص مرکب ) عمل تارساز. شغل تارساز. || ( اِ مرکب ) مغازه و دکان تارساز.
تارسازی. ( حامص مرکب ) عمل تارساز. شغل تارساز. || ( اِ مرکب ) مغازه و دکان تارساز.
۱- عمل تار ساز شغل تار ساز. ۲- ( اسم ) مغازه و دکان تار ساز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابر روایتی تار از زمان فارابی (حدود سال ۲۶۰ هجری – سال ۳۳۹ هجری) موسیقیدان معروف ایرانی وجود داشته و بعد از وی توسط صفی الدین ارموی و دیگران به سمت کمال پیش رفتهاست. با این حال، در نقاشیهای پیش از دورهٔ صفویه اثری از تار دیده نمیشود و در اشعار شاعران مقدم هم لفظ تار به معنای نام ساز به کار نرفتهاست. در مقایسه، در مجلس بزم کاخ چهلستون اصفهان تصویر کمانچه و عود و سنتور را میبینیم. تار سازی ایرانی است، اگر چه گسترهٔ کاربردش شامل کشورهای منطقهٔ قفقاز نیز هست ژان دورینگ و همکارانش در فرهنگنامه موسیقی و موسیقیدانان نیو گروو تار را به دو دستهٔ ایرانی و آذربایجانی/قفقازی تقسیم کردهاند و مینویسند که تار ایرانی، از نظر تاریخی مقدم بر نوع دیگر است. تار قفقازی در کشورهایی همچون آذربایجان و ارمنستان متداول است و در ازبکستان، تاجیکستان و ترکیه نیز به کار گرفته میشود.