لیمو شیرین
مترادفها
مرکبات شیرین
لغت نامه دهخدا
لیموشیرین. ( اِ مرکب ) نوعی از لیمو. رجوع به لیمو شود.
فرهنگ عمید
۱. میوه ای زرد، درشت، کروی، خوراکی و شیرین که از خانوادۀ مرکبات است.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گونه ای لیمو که میوه اش شیرین و درشت تر از لیموترش است و آبش بعنوان مدر به بیماران تبهای عفونی داده میشود. اسانس آن جهت معطر کردن شربتهای دارویی و لیمونادها مصرف میگردد لیمون حلو لیموی شیرین لیم حلیب.
جمله سازی با لیمو شیرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باغهای مرکبات و محصولات زراعی و میوههای مختلف به وفور در ذید یافت میشود. محصولات این باغها عبارتاند از: سیب، هلو، انار، پرتقال، نارنگی، لیمو ترش، لیمو شیرین، نارنج، بالنگ، نخل، موز و همچنین خربزه، هندوانه، خیار و سبزیجات و صیفی کشت میشود.
💡 به علت وجود آب شیرین درختان مرکبات و میوههای گوناگون، و باغهای میوه مختلف مانند: سیب، هلو، انار، پرتقال، نارنگی، لیمو ترش، لیمو شیرین، نارنج، بالنگ، نخل وسبزیجات، وسیفی جات کاشته میشود.
💡 در این شهر به علت وجود آب شیرین درختان مرکبات و میوههای گوناگون، و باغهای فواکه مختلف وجود دارد، درختان میوه جات مانند: سیب، هلو، انار، پرتقال، نارنگی، لیمو ترش، لیمو شیرین، نارنج، بالنگ، نخل، موز باضافه خربزه، هندوانه، خیار و سبزیجات صیفی وشتوی میشود. همچنین وجود درختان کوهستانی