لغت نامه دهخدا
( آب لیمو ) آب لیمو. [ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آبی که از فشردن لیموی ترش حاصل کنند:
آرزویی که ترا هست به آب لیمو
شرح آن راست نیاید به هزاران طومار.بسحاق اطعمه.
( آب لیمو ) آب لیمو. [ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آبی که از فشردن لیموی ترش حاصل کنند:
آرزویی که ترا هست به آب لیمو
شرح آن راست نیاید به هزاران طومار.بسحاق اطعمه.
( آب لیمو ) [ فا - سنس. ] (اِمر. ) آبی که از فشردن لیمو ترش به دست می آید.
( آب لیمو ) آبی که از فشردن لیموی ترش می گیرند.
( آب لیمو ) ( اسم ) آبی که از فشردن لیموی ترش ) گیرند عصار. لیمو.
آبی که از فشردن لیمو ترش حاصل کنند
آبلیمو
آبی که از فشردن لیموترش بدست میآید.
(گفتگو): لهیده و نرم شده لیمو، میوهای که آن را فشار داده باشند تا آب آن جدا و جمع شود، به نحوی که با مکیدن و مانند آن بتوان آب آن را گرفت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آش کدو نوع دیگری از انواع آشهای ایرانی است. در طبخ این نوع آش از کدوحلوائی، عدس، برنج، پیاز، آبلیمو، شکر، روغن و نمک استفاده میشود و این آش با نعنا داغ تزئین و مصرف میشود.
💡 آبگوشت فلفل همدانی یکی از خوراکهای سنتی استان همدان است. مواد این آبگوشت را گوشت گوسفندی با استخوان، نخود، فلفل سبز همدان، گوجهفرنگی، پیاز، سیر، سیب زمینی، زیره سبز، آبلیمو و زنجبیل تشکیل میدهد.
💡 آش شلغم نوع دیگری از انواع آشهای ایرانی است. در طبخ این نوع آش از شلغم، لپه یا عدس، برنج، پیاز، آبلیمو، شکر، روغن و نمک استفاده میشود و این آش با نعنا داغ تزئین و مصرف میشود.