لغت نامه دهخدا
سگز. [ س ِ ] ( اِخ ) نام کوهی است بسیار بلند از ولایت زابلستان مابین کیچ و مکران و دریای سند از پهلوی آن کوه میگذرد و گویند تولد رستم زال درآنجا واقع شده است و او را سگزی از آنجهت گویند. ( غیاث ) ( از برهان ). رجوع به سگستان شود.
سگز. [ س ِ ] ( اِخ ) نام کوهی است بسیار بلند از ولایت زابلستان مابین کیچ و مکران و دریای سند از پهلوی آن کوه میگذرد و گویند تولد رستم زال درآنجا واقع شده است و او را سگزی از آنجهت گویند. ( غیاث ) ( از برهان ). رجوع به سگستان شود.
نام قوم سکه ( ه.م. ) سکا ( ه. م. ). سکزستان و نسبت سکزی ( سیستان ) ازین کلمه است.
نام کوهی است بسیار بلند از ولایت زابلستان ما بین کلیچ و مکران و دریای سند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمد معین در مقدمه کتاب برهان قاطع، گویشهای سگزی و زاولی را زیرمجموعه زبانهای ایرانی قید کردهاست.
💡 این روستا در مجاورت سگز آباد میباشد که دارای تمدن پیش از تاریخ میباشد
💡 فتح مبین و نصر عزیزش به شرق و غرب روشن چو فتح رستم سگزی و نوذرست
💡 کهین غلام تو در رزم رستم سگزی کمین ندیم تو در بزم صاحب رازی
💡 برکند ز بر فرخی و افکند از سر آن حله دهقانی و آن سگزی دستار