بیهده گفتن
مترادفها
یاوه گفتن، مهمل گفتن
متضادها
درست گفتن
لغت نامه دهخدا
بیهده گفتن. [ هَُ دَ / دِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بیهوده گفتن.یافه گفتن. هذر. لغو گفتن. لاطائل گفتن:
خاقانی اگر بیهده گفت از سر مستی
مستی به ازو بیهده گوی تو ندیدم.خاقانی.تا عاقبةالامر... دست تعدی دراز کرد و بیهده گفتن آغاز. ( گلستان ).
فرهنگ فارسی
بیهوده گفتن. یافه گفتن. هذر لغو گفتن.
جمله سازی با بیهده گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو کردار گردان برین گونه بود ازین بیهده گفتن اکنون چه سود
💡 تا عاقبتالامر دلیلش نماند ذلیلش کردم. دست تعدّی دراز کرد و بیهده گفتن آغاز و سنّت جاهلان است که چون به دلیل از خصم فرو مانند سلسلهٔ خصومت بجنبانند؛ چون آزر بتتراش که به حجّت با پسر برنیامد، به جنگش برخاست که «لَئِن لَمْ تَنْتَهِ لَاَرجُمَنِّکَ»، دشنامم داد، سقطش گفتم. گریبانم درید، زنخدانش گرفتم.
💡 گر راست بپرسی ز خداجوئی ما دین بافتن و بیهده گفتن داریم
💡 ای نزاری چه کنی بیهده گفتن عادت مدت عمر مکن در سر تشنیع و لجاج
💡 در گفتگوهای اجتماعی، بهتر است از بیهده گفتن و مطرح کردن مسائل بی ربط خودداری کنیم تا احترام و اعتبار خود را نزد دیگران حفظ نماییم.
💡 او همیشه سعی میکرد با دقت کردن قبل از صحبت کردن، از بیهده گفتن و ایجاد سوءتفاهمهای غیرضروری در جلسات کاری جلوگیری به عمل آورد.
💡 گاهی اوقات در هنگام خشم و عصبانیت، انسان ممکن است به بیهده گفتن و بیان حرفهایی برود که بعداً باعث پشیمانی عمیق او شود.