لغت نامه دهخدا
بی میل. [ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + میل ) بی انحراف. بی گردش بسوئی. بی چفسش. || بی گرایش. بدون رغبت. بی اشتها. رجوع به میل شود.
بی میل. [ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + میل ) بی انحراف. بی گردش بسوئی. بی چفسش. || بی گرایش. بدون رغبت. بی اشتها. رجوع به میل شود.
بی انحراف. بی گردش بسویی. یا بی گرایش. بدون رغبت. بی اشتها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاکم ژو با شرح اصول فرمان آسمان، که با تبلیغات شانگ مبنی بر اینکه به عنوان نوادگان خدای شانگدی باید به قدرت بازگردانده شوند، مقابله کرد. طبق این آموزه، بیعدالتی و انحطاط شانگ چنان آسمان را آزرده بود که در نهایت آسمان اقتدار آنها را از میان برد و به ژو که بی میل بود دستور داد تا شانگ را جایگزین کند و نظم را بازگرداند.
💡 از فیلمهایی که ریز احمد در آن به ایفای نقش پرداختهاست میتوان به بنیادگرای بی میل (۲۰۱۲)، شبگرد (۲۰۱۴)، جیسون بورن (۲۰۱۶)، ونوم (۲۰۱۷)، برادران سیسترز (۲۰۱۸)، صدای متال (۲۰۱۹) اشاره کرد. همچنین او در نود و چهارمین دوره جوایز اسکار برای فیلم کوتاه خداحافظی طولانی برنده اسکار بهترین فیلم کوتاه شد.
💡 اگرچه این عمل در قرقیزستان غیرقانونی است، اما آدم ربایان به ندرت تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند. این بی میلی به اجرای این قانون تا حدی ناشی از سیستم حقوقی فاسد در کشور قرقیزستان است که بسیاری از روستاها عملاً توسط شوراهای بزرگان و دادگاههای اقاسقل و به دور از چشم سیستم حقوقی دولتی اداره میشوند.
💡 عدل بی میل و محابا تو همی داری راست ملک را همچو ترازو و پله ها با شاهین
💡 با طبع و دست و قدر تو بی میل زور و زر جیحون سراب و ابر بخار و فلک غبار
💡 به أو خستگان دارد بی میل بود سرو سهی با باد مایل