برکر

لغت نامه دهخدا

برکر. [ ب َ ک َ ] ( اِ ) نیکبختی. ( ناظم الاطباء ). در کتب دیگر دیده نشد.

جمله سازی با برکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «آبسکون شهریست برکران دریا، آبادان و جای بازرگانان همه جهان است که بدریای خزران بازرگانی کنند.»

💡 در بزم چون به کین تو غالب گمان شدم جان در میان نهادم و خود برکران شدم

💡 حیرت بی‌دست و پایان طلب امروز نیست موج‌ گوهر بحرها را برکران انداخته

💡 روی دریای سخن را خاروخس پوشیده داشت این خس و خاشاک را من برکران انداختم

💡 باش از بخل بخیلان برکران تا نباشی از شمار ابلهان

قه یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز