حب صبر

لغت نامه دهخدا

حب صبر. [ ح َب ْ ب ِ ص َ ] ( ع اِ مرکب ) صداع و درد معده را نفع دهد. صفت آن: سقوطری یک مثقال، تربد یک درم، حب النیل و غاریقون و انیسون از هر یک نیم درم، تخم حنظل و نمک هندی از هر یک دانگی و نیم، کتیره و مقل از هر یک درمی، همه را کوفته و بیخته به آب کرفس یا بادیان بسریشند و حب ها ساخته فروبرند.

فرهنگ فارسی

صداع و درد معده را نفع دهد

جمله سازی با حب صبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو عاشق بگیرد از او حب صبر ز بی صبری اندر شتابد بقبر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران