بالندگی

کلمه بالندگی از ریشه بال به معنای رشد، توسعه و پیشرفت نشأت گرفته است. در زبان فارسی، این واژه معمولاً در حوزه‌های مختلفی مانند روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و مدیریت به کار می‌رود. این واژه به صورت یک کلمه نوشته می‌شود و نیازی به جداسازی یا ویرگول ندارد. این واژه معمولاً به عنوان اسم به کار می‌رود. همچنین می‌توان این کلمه را با صفات و عبارات دیگر ترکیب کرد. برای توصیف این کلمه می‌توان از قیدها و صفات مختلف استفاده کرد.

مترادف‌ها

رشد، شکوفایی، تعالی

متضادها

زوال، رکود

لغت نامه دهخدا

بالندگی. [ ل َ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی بالنده. عمل بالنده. رشد. نمو:
ز سرو سهی رفت بالندگی
طبیعت درآمد به نالندگی.نظامی.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی بالیدن

جمله سازی با بالندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دنیایی که در آن همه‌ی کودکان از امنیت، آموزش، سلامت، تغذیه‌ی مناسب، فرصت تفریح و بالندگی برخوردار باشند.

💡 رشد اقتصادی یک کشور تنها به میزان تولید ناخالص داخلی بستگی ندارد، بلکه به میزان بالندگی علمی و فرهنگی جامعه نیز وابسته است.

💡 در دنیای پرشتاب امروز، بالندگی فردی و یادگیری مداوم مهارت‌های جدید، کلید اصلی موفقیت در بازار کار بسیار رقابتی و پیچیده است.

💡 باغبان با دقت تمام به رسیدگی به گیاهان پرداخت تا از بالندگی و شکوفایی کامل آن‌ها در فصل بهار و رسیدن به گل اطمینان یابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران