بازشده

مترادف‌ها

گشوده، باز

متضادها

بسته شده

لغت نامه دهخدا

بازشده. [ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) گریخته. برگشته. ( ناظم الاطباء ). مفتوح.

جمله سازی با بازشده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هنگامى كه على عليه السلام خواست عسل را ميان مسلمانان تقسيم كند، ديد دهانه مشك بازشده است. فرمود:

💡 منظور از نام مبسوطه، پای بازشده شیر در تصویر این صورت فلکی است.

💡 حیدر خان در آن شهر پس از اتمام تحصیلات ابتدائی در ایروان هم دبیرستان را با کسب مدال طلا به پایان رسانید و در عین حال با برخی از آثار انقلابی آشنا شد و ضمن اطلاع از مارکسیسم در ۱۸ سالگی وارد حزب سوسیال دموکرات شد. سپس در گرجستان به دانشگاه برق انیستیتوی پلی تکنیک وارد شد. حیدرخان می‌گوید از سن دوازده سالگی در روسیه سرش به امور سیاسی بازشده‌است.

💡 پس از اینکه درب صندوقچه قدیمی با احتیاط بازشده، خانواده با دیدن اشیاء قیمتی و خاطره‌انگیز موجود در آن، بسیار هیجان‌زده و احساساتی شدند.

💡 بسته‌ی پستی که از طرف شرکت ناشناس برای او ارسال شده بود، پس از بازشده، حاوی یک نامه مرموز بود که تمام زندگی او را تغییر داد.

💡 در جریان عملیات امداد و نجات، پس از بازشده‌ی درِ مچاله شده خودرو، تیم نجات موفق شد مصدوم آسیب‌دیده را به سرعت از داخل آن خارج کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران