دندان کشیدن

لغت نامه دهخدا

دندان کشیدن. [ دَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون کردن دندان. برآوردن دندان. ( یادداشت مؤلف ). دندان گرفتن. برکندن دندان و دوا کردن او را. ( آنندراج ):
زمانه بهر چه دندان کشد ز کام صدف
اگر نه با دهنت لاف زد ز بدگهری.مخلص کاشی ( از آنندراج ).شد کند از ملایمت من زبان خصم
دندان مار را به نمد می توان کشید.صائب ( از آنندراج ).سر اگر بر من گران باشد ز سر وامی کنم
درد دندان هرکه نتواند کشد دندان کشد.سلیم ( ازآنندراج ).هر گونه بلیه به ز مسنون گشتن
دندان بکش و منت مسواک مکش.تأثیر ( از آنندراج ). || میرزا عبدالقادر بیدل به معنی دندان برآوردن طفل بسته و این محل تأمل است. ( از آنندراج ):
دوری از انس است استعدادلذتهای دهر
طفل می بردز شیر آن دم دندان می کشد.بیدل.

فرهنگ فارسی

بیرون کردن دندان.

جمله سازی با دندان کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می توان از سست پیوندان به آسانی برید در جوانی از دهن دندان کشیدن مشکل است

💡 برای مراقبت از لثه‌ها، مسواک زدن حداقل دو بار در روز با مسواک نرم و خمیر دندان حاوی فلوراید را توصیه می‌کنند. همچنین استفاده روزانه از نخ دندان و مراجعه حداقل سالی دو بار برای معاینه و جرم‌گیری به دندانپزشک توصیه می‌شود؛ به‌ویژه در صورت مشاهده هرگونه تغییر در رنگ، شکل یا بافت لثه، یا خونریزی لثه هنگام مسواک زدن یا نخ دندان کشیدن.

💡 می توان از سست پیوندان به آسانی برید از دهن دندان کشیدن در جوانی مشکل است

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز