حبله
مترادفها
طناب، ریسمان، بند
لغت نامه دهخدا
( حبلة ) حبلة. [ ح َ ل َ / ح َ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) بیخ انگور یا شاخ انگور. ( منتهی الارب ).
حبلة. [ ح ُ ل َ ] ( ع اِ ) انگور. تاک. درخت انگور. || بیخ انگور. || میوه درختان سلم و طلح و سیال که نوعی از درخت باخار است. بار عضاة. ج، حُبل، حُبَل. || ورق سمر. || نوعی از پیرایه که در حمیل باشد. زیور گردن. ( مهذب الاسماء ). ج، حُبلات. || تره ای است.
حبلة. [ ح َ ب َ ل َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حابلة. زنان آبستن.
حبلة. [ ح ُ ل َ ] ( اِخ ) قریه ای از قرای عسقلان که حاتم بن سنان حبلی بدان منسوب است. ( معجم البلدان ).
حبلة. [ ] ( اِخ ) ابن مالک داری. جبلة با جیم صحیح تر است. ( الاصابة ج 1 ص 318 ).
حبله. [ ح َ ل َ ] ( ع اِ ) شجرالعقرب.
فرهنگ فارسی
قریه ای از قرای عسقلان که حاتم بن سنان حبلی بدان منسوب است
جمله سازی با حبله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رودخانه حبلهرود که از رشته کوههای البرز مرکزی سرچشمه میگیرد مناطق اطراف گرمسار را سیراب میکند. از محصولات اصلی کشاورزی این منطقه، گندم، پنبه، خربزه، انار و انجیر را میتوان نام برد؛ و مهمترین رشته صنایع دستی این شهرستان انواع گلیم با نقوش و طرحهای بومی میباشد.
💡 چندین ریزابه به نامهای گورسفید، ساواشی، نمرود، آب درهٔ درده، دلیچای، شاهبلاغی، آب کبوتردره، آب درهشور به حبلهرود میریزند. حبلهرود خود ریزابهٔ رودخانهٔ گلو است؛ و گستردگی حوضه آبریز آن ۳۲۰۰ کیلومتر مربع است.
💡 طارم یکی از روستاهای شهرستان فیروزکوه و یکی از سه ییلاق طایفه افتری است. مردم در این روستا تنها سه ماه تابستان را در آن زندگی میکنند. یکی از سرچشمههای حبلهرود از این روستا جاری میشود. کار بیشتر مردم روستا دامداری و کشاورزی است و از محصولات لبنی آن به سر ماست پنیر اروشه اشاره کرد.