بی عاقبت
مترادفها
بیسرانجام، بدفرجام
متضادها
با تدبیر، آیندهدار
لغت نامه دهخدا
بی عاقبت. [ ق ِ ب َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + عاقبت )بی فرجام. نافرجام. آنچه سرانجامش نیکو نبود و ببدی انجامد. ( ناظم الاطباء ): پاداش کردار نامحمود این بدکردار بی عاقبت چیست ؟ ( سندبادنامه ص 230 ). اما دستوران بی عاقبت، ابروار پیش آفتاب عدل او حجاب گشته اند. ( سندبادنامه ص 134 ). و رجوع به عاقبت شود.
فرهنگ فارسی
بی فرجام. نافرجام. آنچه سرانجامش نیکو نبود و به بدی انجامد.
جمله سازی با بی عاقبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از من بی عاقبت آغاز هستی را مپرس کز گرانخوابی سرافسانه را گم کرده ام
💡 حیف است صرف خنده بی عاقبت کند آن را که همچو صبح ز عالم بود دمی
💡 کمال ناقصان در شهرت بی عاقبت باشد کز انگشت اشارت ماه نو بر خویش بالیده
💡 گریه در دنبال دارد شادی بی عاقبت برق تا گردید خندان، ابر باریدن گرفت
💡 شه که یاد از مرگ نارد زوست ویرانی ملک خسرو بی عاقبت خسر بلاد و کشورست
💡 هر چند روی چون ره بی عاقبت است غیر از ره بازگشتنت راهی نیست
💡 انسانهای بی عاقبت که بدون فکر کردن به پیامدهای کارهای خود عمل میکنند، معمولاً در نهایت با مشکلات و سختیهای بزرگی روبرو میشوند.
💡 تاریخ نشان داده است که رهبران بی عاقبت که از مشورت با خردمندان خودداری میکردند، در نهایت باعث سقوط و نابودی حکومتهای خود شدند.
💡 تصمیمگیریهای بی عاقبتانه در مدیریت یک سازمان میتواند منجر به از دست رفتن سرمایههای کلان و اعتبار آن مجموعه در میان مشتریان شود.