بلادن

گیاه بِلادُون که با نام‌های دیگری همچون مردم‌گیاه، بِلادانه و مهرگیاه نیز شناخته می‌شود، از جمله گیاهان دارویی و در عین حال سمی متعلق به تیرهٔ بادنجانیان است. این گیاه پایا، دارای ریشه‌ای گوشت‌دار و حنایی‌رنگ است و ارتفاع آن به یک تا یک و نیم متر می‌رسد. بلادن به‌صورت خودرو در مناطق مرطوب و سایه‌دار نواحی مختلفی از جمله آسیای مرکزی، جنوب اروپا، قفقاز و ایران می‌روید و برگ‌های بیضوی، گل‌های منفرد قهوه‌ای مایل به بنفش و میوه‌های سته‌ای به اندازهٔ گیلاس دارد که در ابتدا سبز و پس از رسیدن به رنگ قرمز یا سیاه درمی‌آیند.

اجزای مختلف این گیاه از جمله برگ، ریشه، میوه و دانه‌های آن، سرشار از آلکالوئیدهای مهمی مانند آتروپین، هیوسیامین، بلادونین و آسپاراژین است. وجود این ترکیبات شیمیایی، بلادن را به‌عنوان منبعی برای استخراج مواد سمی و دارویی مطرح کرده است. اگرچه این گیاه در طب سنتی برای مصارف درمانی محدود مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما به دلیل سمیت بالا باید با احتیاط کامل و تحت نظر متخصص مصرف شود.

در ایران، بلادن به‌ویژه در نواحی شمالی و شرقی کشور به‌وفور یافت می‌شود و در گویش محلی بیشتر با نام مردم‌گیاه شناخته می‌شود. با وجود سمی بودن، این گیاه در پزشکی و تحقیقات دارویی اهمیت ویژه‌ای دارد و شناخت دقیق ویژگی‌های ظاهری و شیمیایی آن برای جلوگیری از مسمومیت‌های احتمالی و نیز بهره‌گیری صحیح از خواص درمانی آن ضروری است.

لغت نامه دهخدا

بلادن. [ب ِل ْ لا دُ ] ( لاتینی، اِ ) مرکب از بلا به معنی زیبا، و دنا به معنی بانو و خاتون. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).گیاهی است سمی از طایفه سلانه و شبیه به تاتوره و بزرالبنج، و از آن جوهر سمی گیرند موسوم به اتروپین. ( ناظم الاطباء ). گیاهی است از تیره بادنجانیان که پایا است و ارتفاعش بین یک تا یک متر و نیم است و در اماکن مرطوب و سایه دار مناطق مختلف کره زمین بخصوص نواحی مرکزی آسیا و جنوب اروپا و کریمه و قفقاز و آسیای صغیر و ایران بحالت وحشی و خودرو میروید و ممکن است بمنظور استفاده های طبی آنرا پرورش هم بدهند. ریشه اش دراز و منشعب به تقسیمات دوتایی است و ضخیم وگوشت دار و حنایی رنگ است. ساقه اش استوانه ای و در انتها دارای تقسیمات دوتایی یا سه تایی است. برگهایش منفرد و دارای دمبرگ کوتاه و بیضوی و نوک تیز است ولی در قسمت انتهایی ساقه هر دوتا از برگها مجاور یکدیگر درآمده و اندازه های آنها نامساوی میشود. گلهایش منفرد و ازکناره برگها خارج میگردد. کاسه گلش پایا است و جام گل قهوه ای رنگ مایل به بنفش است. میوه اش سته و به بزرگی یک گیلاس می باشد. میوه نارس آن سبزرنگ است و پس از رسیدن قرمز و سیاه میشود. این گیاه را در حقیقت باید یکی از انواع گیاه مندغوره دانست. قسمتهای مورد استفاده این گیاه، برگ و ریشه و میوه و دانه آن است. قسمتهای مختلف آن شامل آلکالوئیدهای مهمی نظیر آتروپین و هیوسیامین و بلادونین و آتروپامین و آسپاراژین می باشد. بلادن دارای اثرات درمانی بسیار است و در موارد مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. این گیاه در نواحی شمالی و شرقی ایران بفراوانی میروید و در تداول عامه بیشتر به مردم گیاه موسوم است. بلادون. بلادانه. بلادنا. ست الحسن. سیدحسنا. گوزل عورت اوتی. مردم گیاه. مردم گیا. مهرگیا. مهرگیاه. ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

درختچه ای آلکالوئیددار و خواب آوار که مصرف دارویی دارد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مهر گیاه

دانشنامه آزاد فارسی

بِلّادُن
گیاهی پایا با نام علمی Atropa belladona از تیرۀ سیب زمینی، به ارتفاع یک تا۱.۵ متر که در محل های مرطوب و سایه دار می روید. ریشۀ بلادن ضخیم و گوشتی، برگ هایش منفرد و با دُم برگ کوتاه، گل های آن درشت و جام گل به رنگ قهوه ای چرک یا مایل به بنفش، و میوۀ آن سِته ای به بزرگی گیلاس و به رنگ قرمز است. برخی آلکالوئیدهای مهم از قبیل آتروپین و هیوسیامین در آن یافت می شود و به همین سبب همۀ قسمت های این گیاه دارای خواص درمانی فراوان و مهم است، ازجمله آرام کننده، ضد تشنج، و بازکنندۀ مردمک چشم. از این گیاه همچنین برای درمان بیماری هایی چون آسم، صرع، دفع غیر ارادی ادرار، سرگیجه و جز آن استفاده می شود. چون رومی ها، شیرۀ میوۀ بلادن را برای بازکردن مردمک چشم به کار می بردند، نام «بلا ـ دونا» یعنی بانوی زیبا به آن دادند. این گیاه در نواحی شمالی ایران می روید و به نام شابیزک نیز معروف است.

جمله سازی با بلادن

شابیزَک، بلادن یک گونه (زیست‌شناسی) از جنس شابیزک‌ها، بادمجانیان یا سولاناسه از راستهٔ تاج‌ریزی‌ها.