خیط کردن
لغت نامه دهخدا
خیط کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از روبردن. کنف کردن. مجاب کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بور کردن شرمنده کردن.
از رو بردن کنف کردن
جمله سازی با خیط کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زخمهایی که در طول عمر مروان بر روی بدن مروان بهوجود آمده بود بر روی هیکلش اثر گذاشته بود و به او لقب خیط باطل (اشاره به قد دراز بیش از حد) داده بودند. خشونت و عدم رعایت آداب اجتماعی باعث شد که به وی لقب فاحش (بی پرده و ملاحظه) نیز داده شود. وی را طارد بن طارد (یاغی پسر یاغی) مینامیدند که اشاره به ماجرای تبعید وی و پدرش حکم به دستور پیامبر اسلام به شهر طائف دارد. به خاطر اینکه پسرش و پنج تن از نوههایش خلیفه شدند، به وی لقب ابوالجباریه نیز تعلق میگیرد. با این وجود دانشنامه اسلام از وی به عنوان یک فرمانده نظامی و یک زمامدار با کفایت و صبور و زیرک نام میبرد که این ویژگیها در اکثر نامداران آل امیه نیز یافت میشود. مروان از موقعیتی سخت و در حالی که قدرت خاصی در شام نداشت و عمدتاً در حجاز پست بود و جایگاهی نداشت توانست با اتکا به تواناییهای فردی و با منصوب کردن پسرانش به خلافت، ۶۰ سال به عمر خلافت امویان بیفزاید.