لغت نامه دهخدا
شیخ شیپور. [ ش َ ش َ ] ( اِخ ) دلقکی در دربار ناصرالدین شاه قاجار ( قرن 13 هجری ). ( از فرهنگ فارسی معین ).
شیخ شیپور. [ ش َ ش َ ] ( اِخ ) دلقکی در دربار ناصرالدین شاه قاجار ( قرن 13 هجری ). ( از فرهنگ فارسی معین ).
دلقکی در ردبار ناصر الدین شاه قاجار ( قر.۱۳ ه. )
شیخ شیپور ( ـ۱۲۹۵ش)
شهرت «شیخ حسین» از دلقکان اواخر دورۀ قاجاریه. پدر شیخ شیپور از خدّام حرم حضرت عبدالعظیم در ری بود و علت اشتهار او به این لقب نیز آن بود که هیکلی تماشایی و دیدنی داشت و صدای رعدآسایی نظیر صدای شیپور از حلقومش خارج می ساخت. وی در سخن خود، ملاحظه کاری و عفت کلام نداشت و بی محابا مقابل ناصرالدین شاه سخنانی می گفت که امکان داشت به قیمت جانش تمام شود. با تمام این اوصاف، مردی خیرخواه بود و از یاری به اشخاص بیچاره و بینوا دریغ نداشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشخاصی چون شیخ شیپور، شیخ کرنا یا کریم شیرهای تئاترهایی فیالبداهه اجرا میکردند و خاطر شاه منبسط میگردید؛ ولی سفر شاه به اروپا و دیدن عظمت و شکوه اپراها و سالنهای نمایشی آنجا دل شاه را برد.
💡 «دهم ذیحجه ۱۳۰۹ هجری قمری: امشب شیخ شیپور که آخوند دلخکی است، و در این سفر، ملتزم رکاب عزیزالسلطان [=ملیجک] است، خودش را مهمان کرده، شامی خورد و پولی گرفت و رفت!»