روز شدن
مترادفها
روشن شدن، سپید شدن
متضادها
شب شدن، تاریک شدن
لغت نامه دهخدا
روز شدن. [ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) دمیدن صبح. روشن شدن صبحگاه:
می نپنداشتم که روز شود
تا بدیدم سحر که پایان داشت.سعدی.سخت بذوق میدهد باد ز بوستان نشان
صبح دمید و روز شد خیز و چراغ وانشان.سعدی.نمیدانم آن شب که چون روز شد
کسی بازداند که باهوش بود.سعدی.
فرهنگ فارسی
دمیدن صبح. روشن شدن صبحگاه
جمله سازی با روز شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یک آینه زنده به صورت خودکار و به محض به روز شدن منبع، خود را به روز میکند.
💡 این وبگاه در واقع نسخه آنلاین روزنامه همشهری است و چندین بخش فعال دارد. این بخشها در قالب ۲۴ در ۷ (به روز شدن ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته) کار میکنند. با استفاده از سرویس آر اس اس همشهریآنلاین میتوان به راحتی و بدون نیاز به مشاهده روزانه سایت از محتوا و به روز رسانی بخشهای گوناگون همشهریآنلاین مطلع شد.
💡 روز شدن را نشان دهند به خورشید باز مر او را به تو دهند نشانی
💡 با طلوع خورشید و روز شدن هوا، پرندگان در میان درختان شروع به آواز خواندن کردند و تمام طبیعت با انرژی تازهای بیدار شد.
💡 پس از گذشت شبهای طولانی و تاریک، بالاخره روز شدن هوا به معنای شروع امیدهای تازه و فرصتهای جدید برای تمام ساکنان آن دهکده بود.
💡 وقتی که بالاخره زمان روز شدن فرا رسید، گردشگران آماده شدند تا با انرژی کامل از زیباییهای طبیعی و مناظر خیرهکننده منطقه دیدن کنند.