خار و خسک

لغت نامه دهخدا

خار و خسک. [ رُ خ َ س َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) خار و خس. ریزه خار و کاه:
خار و خسک را بسخن چون کند.نظامی.

فرهنگ فارسی

خار و خس ریزه خار و کاه

جمله سازی با خار و خسک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بیشه بیشه درو درزهای خار و خسک چو پاره پاره درو خامهای ریگ روان

💡 تموز آید زمین ها تشنه گردد همه خار و خسک چون دشنه گردد

💡 این سبزه خط که خوانیش مهر گیا فردانگری که این چه خار و خسکی است

💡 نیست جز خار و خسک هیچ درین گلشن شوره‌زاریست که نامند گلستانش

💡 جغد و کلاغ بنشاند آنجا که بود طوطی خار و خسک پراگند آنجا که بد ریاحین

💡 بیگلشن رویت شب دوشین بگلستان جا مردم چشمم همه بر خار و خسک داشت

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز