جبول

لغت نامه دهخدا

جبول. [ ج َب ْ بو ] ( اِخ ) دهی است نزدیک حلب. ( منتهی الارب ). قریه بزرگی است در نزدیکی ملاحه حلب و نهر بطنان در جبول جاری میشود و آن را نهرالذهب گویند، که منجمد گردیده و نمک میشود. و به بیشتر شهرهای شام و جزیره حمل میشود و درآمد آن در سال به صدوبیست هزار درهم تخمین میشود. انواع مختلف پرندگان بر سر این آب قبل از منجمد شدن گرد می آیند. مردم جبول به بی دینی و ناجوانمردی و دروغ گویی و نفاق و تعصب جاهلانه مشهور و در بدکاری ضرب المثل هستند. ( از معجم البلدان ) ( مراصدالاطلاع ):
قد جبل الجبول من راحة
فلیس تعرو ساکنیها هموم
کأنما الماء و اطیاره
فیه سماء زینت بالنجوم
کأن سود الطیر فی بیضها
خلیط جیش بین زنج و روم.( از معجم البلدان ).رجوع به باب و باب الجبول شود.

جمله سازی با جبول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این دریاچه در قدیم با اختلافات زیاد سطح آب در فصول گوناگون روبه‌رو بود اما با اجرای پروژه‌هایی که از سال ۱۹۸۸ آغاز شد، حجم زیادی از آب‌های شور دیگر مناطق به این دریاچه سرازیر شد و سطح آن را تثبیت کرد. شورستان جبول در سال ۲۰۰۹ مساحتی در حدود ۱۰۰ کیلومتر مربع داشت و مساحت آن کمابیش ثابت مانده بود. در پیرامون این دریاچه دشت‌های نمکی بزرگی شکل گرفته که از ماهواره‌ها نیز دیده می‌شود. منطقه شورستان جبول شامل یک منطقه حفاظت‌شده طبیعی است که در آن پرندگان آبزی حفاظت می‌شوند. دریاچه جبول از منابع مهم بهره‌برداری نمک در سوریه است. و بسیار جای قشنگی است

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز