بیرون بردن
مترادفها
خارج کردن، بیرون کشیدن
متضادها
داخل کردن، وارد کردن
لغت نامه دهخدا
بیرون بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) برون بردن. خارج کردن. خارج ساختن. مقابل درآوردن. نقل کردن بخارج:
بفرمود تا کوس بیرون برند
درفش بزرگی بهامون برند.فردوسی.ازین بند و زندان بناچار و چار
همان کش درآورد بیرون برد.ناصرخسرو.رجوع به برون بردن شود. || محو کردن. زدودن. زایل کردن:
بزرگواری و کردار اوو بخشش او
ز روی پیران بیرون همی برد آژنگ.فرخی. || خارج ساختن. گرفتن:
پیش از آن کز دست تو بیرون برد
گردش گیتی زمام اختیار.سعدی.رجوع به برون بردن شود.
- بیرون بردن از راه؛ گمراه کردن: و داعیان بهر جای بیرون کرد و بسیار خلق را از راه بیرون برد. ( تاریخ بخارای نرشخی ص 78 ).
- جان از مهلکه بیرون بردن؛ نجات یافتن. ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بخارج بردن مقابل درون بردن اندرون بردن.
جمله سازی با بیرون بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به تناسب تفاوتهای ارزشی، والدین نیز از ابزارهای مختلفی برای تبلیغ ارزشهای مد نظر خود استفاده میکنند؛ مثلاً والدین اروپایی و آمریکایی از اسباب بازیها برای بهبود هوش فرزندانشان استفاده میکنند. والدین اسپانیایی با بیرون بردن و پیادهروی با فرزندانشان سعی میکنند مهارتهای اجتماعی آنها را ارتقاء دهند.
💡 این توربین با بیرون بردن ژنراتور از کانال آب، نیاز به محفظه حبابی را از بین بردهاست. در این حالت تورفتگی در کانال ایجاد شدهاست که شفتی توربین را به ژنراتور متصل میکند.
💡 برآرد خاصه وقت گوی بیرون بردن از میدان غریو از مردم آن چابک ز پشت زین خمیدنها
💡 سال ۱۹۳۹ است و جنگ جهانی دوم آغاز شدهاست. دولت شروع به از بیرون بردن کودکان از لندن، برای فرار از جنگ، ارسال آنها به حومه شهر. مادر آدا میخواهد جیمی را بفرستد اما نمیخواهد آدا را بفرستد. او به آدا میگوید که هیچکس نمیخواهد از او مراقبت کند و از او دور نمیشود. آدا تلاش میکند که بتواند راه رفتن را یاد بگیرد و بالاخره با کمک استیون وایت به ایستگاه قطار میرود.