بند و بار
مترادفها
کالا، وسایل، بار و بنه
لغت نامه دهخدا
بند و بار. [ ب َ دُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حدود و قواعد و آداب زندگی. قیدهای اجتماعی و مانند آن. و آدم بی بند و بار کسی را گویند که در زندگی حدود و رسومی را مراعات نکند و به چیزی پابند نباشد. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ): کارش بی بند و بار است. مرد بی بند و باری است.
فرهنگ فارسی
حدود و قواعد و آداب زندگی قیدهای اجتماعی و مانند آن. و آدم بی بندوبار کسی را گویند که در زندگی حدود و رسومی را مراعات نکند و به چیزی پابند نباشد.
جمله سازی با بند و بار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرود در حدود سال ۷۴ پیش از میلاد زاده شد. آنتیپاتر، او را والی ربع جلیل قرار داد و برادرش را به حکمرانی اورشلیم منصوب کرد. هرود، از سوی امپراتوری روم پشتیبانی میشد؛ اما سنهدرین او را به بی بند و باری اخلاقی و خونریزی متهم کرد.
💡 يكى از اين زنان بى بند و بار كه كوس رسوائيش در همه جا طنين افكنده بود(4)هند دختر عتبة بن ربيعه بود كه پدرش ازرجال متنفذ و معروف عرب به شمار مى آمد. اين زن اشرافى خوشگذران و هوس باز پيشاز آن كه به همسرى ابوسفيان درآيد، با بسيارى ازرجال سرشناس و جوانان زيبا داراى روابط نامشروع بود. هند اشتياق زيادى داشت كهنامش نقل مجالس و نقل محافل گردد و مرد و زن هنر او را بستانيد.
💡 اما اگر کسی در ساخت تیر و کمان مهارت داشته باشد و دیگری غذا تهیه کند، یکی کلبه بسازد، یکی لباس بدوزد و یکی ظرف درست کند، آنها نه تنها برای همدیگر فایده دارند، بلکه تماسها و کارهای خودشان هم در همان مدت بیشتر پیشرفت خواهد کرد و اگر همه آنها با بی بند و باری رفتار کنند، چنین نخواهد شد …