فرهنگستان زبان و ادب
{Bonapartism} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اعتقاد به غلبه بر نابسامانی های اجتماعی با توسل به حکومت استبدادی یک فرمانده نظامی مقتدر و عوام فریب
{Bonapartism} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اعتقاد به غلبه بر نابسامانی های اجتماعی با توسل به حکومت استبدادی یک فرمانده نظامی مقتدر و عوام فریب
بُناپارتیسم (Bonapartism)
نظامی سیاسی از دیکتاتوری نظامی فردی که ظاهراً براساس خواست مردم و با استفادۀ مکرر از همه پرسی برقرار می شود. این اصطلاح، که از نظام حکومتی ناپلئون (۱۷۹۹ـ۱۸۱۵) گرفته شده، به نظام های دیگر نیز اطلاق شده است؛ از جمله نظام خوان پرون در آرژانتین. در فرانسه، طرفداران ادعای خانوادۀ بناپارت دربارۀ تاج و تخت فرانسه، طی قرن ۱۹، بناپارتیست خوانده می شدند.
اعتقاد به غلبه بر نابسامانیهای اجتماعی با توسل به حکومت استبدادی یک فرمانده نظامی مقتدر و عوامفریب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بناپارتیسم را میتوان یکی از شاخصترین نمونههای عصر لیبرال کلاسیک در قرن نوزدهم دانست.
💡 میراث بناپارتیسم، این عنوان در سال ۱۸۰۴ توسط ناپلئون بناپارت، که خود تاجگذاری امپراتوری را بر عهده داشت، نهادینه شد. این عنوانی است که بناپارتیستها و حامیان آنها همچنان ادعای آن را دارند.
💡 اصطلاح بناپارتیسم را اولین بار کارل مارکس در یکی از کتبش به کار برد.
💡 دموکراسی ارگانیک یا اقتدارگرا دموکراسی است که در آن حاکم قدرت قابل توجهی دارد، اما حکومت آنها به نفع مردم است. این اصطلاح برای اولین بار توسط طرفداران بناپارتیسم استفاده شد.