«براه بردن» یک فعل مرکب در زبان فارسی قدیم است که در متون کهن کاربرد فراوان داشته و به معنای انجام دادن، به سرانجام رساندن یا به نتیجه رساندن عملی به کار میرود. این تعبیر گاهی به مفهوم هدایت کردن و راهنمایی نمودن نیز استعمال شده است، به گونهای که فردی را در مسیر درست قرار دادن یا او را به مقصد رساندن را نشان میدهد. در برخی کاربردها، «براه بردن» به معنای گذراندن و سپری کردن امور زندگی یا زمان نیز آمده است، مانند به سر بردن عمر یا دوران خاصی. همچنین در متون قدیمی، این عبارت برای اشاره به پیش بردن کارها و سامان دادن به امور مختلف به کار رفته است. گاه منظور از آن، رساندن یک کار به پایان مطلوب و نتیجه نهایی بوده است. در کاربردهای ادبی، این فعل میتواند معنای همراهی کردن و کسی یا چیزی را به مقصد رساندن نیز داشته باشد. در بعضی موارد نیز به معنای اداره کردن و مدیریت امور زندگی یا کارها استفاده شده است. بنابراین «براه بردن» واژهای چندمعنایی است که حول محور هدایت، انجام، و به نتیجه رساندن میچرخد. این ترکیب بیشتر در نثرهای کهن فارسی دیده میشود و امروز کمتر در گفتار روزمره به کار میرود. در مجموع، مفهوم اصلی آن رساندن چیزی از آغاز تا پایان و به انجام مطلوب رساندن آن است.
براه بردن
لغت نامه دهخدا
براه بردن. [ ب ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب )( از: ب + راه + بردن ) بسر بردن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). راهی کردن. راه نمودن. راه بردن:
گفت ای مسلمانان این سر از آن سرهاست که بی کلاه براه توان برد؟ ( منتخب لطائف عبید زاکانی ).
دو روزه عمر که خواهی نخواه میگذرد
چنانکه می بری آنرا براه میگذرد.سلیم ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بسر بردن راهی کردن.
جمله سازی با براه بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باید براه بردن، خود کار دولت خود آیین ملک راندن، ماند به نی سواری