باکلاس
مترادفها
شیک، باپرستیژ
متضادها
بیکلاس، بیمایه
فرهنگ معین
(کِ ) [ فا - فر. ] ( ص. ) ۱ - ویژگی آن که مقررات و آداب اجتماعی را به خوبی رعایت می کند. ۲ - دارای کیفیت خوب یا مطلوب نسبت به مجموعة همانند خود.
ویکی واژه
ویژگی آن که مقررات و آداب اجتماعی را به خوبی رعایت میکند.
دارای کیفیت خوب یا مطلوب نسبت به مجموعة همانند خود.
جمله سازی با باکلاس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فیلم دربارهٔ صاحب و اپراتور کلوب «لبلفلور» است؛ یک کلوب مردانه باکلاس که از نظر یک زن پاسخ مرگ شوهرش در آنجا نهفتهاست.
💡 بعد از دانشگاه، جیمز در مدرسه فیلم و تلویزیون ملی در بکونزفیلد، دستیار مدیر استودیو شد. او درسال ۱۹۸۷ با نایل لئونارد فیلمنامهنویس ازدواج کرد و آنها دو پسر نوجوان دارند. تا سال ۲۰۱۲، آنها در «یک خانه معمولی قرمز در منطقهای نه چندان باکلاس در غرب لندن» و نزدیک ایلینگ زندگی میکردند.
💡 مارا به عنوان یک فاحشه در آپارتمانش کار میکند؛ و به مشتریان باکلاس و متنوعی مانند آگوستو خدمت ارائه میکند. پسر پولدار، قدرتمند و عصبی یک کارخانهدار بولونیایی.
💡 او همیشه سعی میکند در مهمانیها با لباسی باکلاس و رفتاری بسیار مودبانه حضور یابد تا احترام دیگران را به خوبی جلب کند.
💡 دکوراسیون این رستوران بسیار باکلاس و لوکس طراحی شده است و محیطی آرام و شیک را برای مشتریان فراهم میآورد.
💡 انتخاب یک ساعت مچی باکلاس و با اصالت میتواند مکمل بسیار خوبی برای استایل رسمی و کاری یک مرد در جلسات مهم باشد.