این واژه در متون کهن فارسی و منابع لغوی دارای دو معنای متفاوت است که هر کدام در بافت خاص خود به کار رفتهاند. در معنای نخست، «بالست» به دختر بکر و دوشیزه گفته میشود و در متون ادبی و لغوی به عنوان معادل باکره نیز آمده است. این کاربرد بیشتر در زبان شعر و ادبیات قدیم دیده میشود و برای توصیف حالت پاکی و دستنخورده بودن یک دختر به کار رفته است. شاعران کلاسیک مانند مولوی نیز در اشعار خود از این واژه در همین معنا استفاده کردهاند تا مفاهیم عرفانی یا تمثیلی را بیان کنند. در این کاربرد، «بالست» علاوه بر معنای ظاهری، گاهی بار نمادین نیز داشته و برای اشاره به پاکی روح یا حالت معنوی خاص نیز به کار رفته است. در معنای دوم، «بالست» واژهای پهلوی است که به معنای «اوج» و نقطه بلند در مقابل «حضیض» یا پایینترین سطح به کار میرود. این معنا بیشتر در حوزه نجوم و توصیف جایگاه ستارگان یا ارتفاعات مفهومی استفاده شده است. در این کاربرد، «بالست» نشاندهنده بالاترین مرتبه یا مرتفعترین نقطه در یک ساختار است. بنابراین این واژه هم در حوزه توصیف انسانی و هم در حوزه مفاهیم طبیعی و نجومی کاربرد داشته است. در مجموع، این کلمه به معنای دختر بکر و دوشیزه در یک کاربرد و به معنای اوج و بلندی در کاربرد دیگر در متون کهن فارسی به کار رفته است.
بالست
لغت نامه دهخدا
بالست. [ ل ِ ] ( ص ) دختر بکر و دوشیزه. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 152 ). باکره. ( هفت قلزم ) ( فرهنگ ضیاء ):
کیست که از دمدمه روح قدس
حامله چون مریم بالست نیست.مولوی.
بالست. [ ل ِ ] ( پهلوی، اِ ) اوج. مقابل حضیض ( در ستارگان ). ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با بالست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرّاش چمن باد شمالست اکنون بی باده و گل عمر و بالست اکنون
💡 جانم که تذرو باغ عشقست زین گونه شکسته پرّ و بالست
💡 این نادره پرواز که بیجنبش بالست مرغان ترا بر حرم این بال مبارک
💡 تا روی تو پیرامن موی تو ندیدم اقرار نکردم که ملک را پر و بالست
💡 علو سدهٔ مدح تو آن نیست که با آن فکرتی را پر و بالست