تخاف
مترادفها
ترس، بیم، واهمه، خوف
متضادها
اطمینان، شجاعت، بیباکی
لغت نامه دهخدا
تخاف. [ ت َ خاف ف ] ( ع مص ) ضد تثاقل. ( تاج الع__روس ج 6 ص 93 ) ( اقرب الموارد ) ( قط-ر المحیط ). و منه حدیث مجاهد و قد سأله حبیب بن ابی ثابت: انی اخاف ان یؤثر السجود جبهتی. فقال اذا سجدت فتخاف؛ ای ضعجبهتک علی الارض وضعاً خفیفاً. ( تاج العروس ایضاً ).
فرهنگ فارسی
ضد تثاقل
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی لَا تَخَافُ: نمی ترسی
ریشه کلمه:
خوف (۱۲۴ بار)
جمله سازی با تخاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و كيف اءخاف ما اءشركتم و لا تخافون اءنكم اءشركتم بالله ما لمينزل به عليكم سلطنا فأ ى الفريقين اءحق بالا من إ ن كنتم تعلمون (81)
💡 وَ تَخْشَی النَّاسَ فی ذلک «ای تستحیی منهم: و قیل: تخاف لائمة النّاس ان تقولوا امر رجلا بطلاق امرأته ثمّ نکحها.
💡 با اين همه از خشم او نمى ترسيد من چگونه از خشم بتها بترسم ؟) (و كيف اخاف مااشركتم و لا تخافون انكم اشركتم بالله ما لمينزل به عليكم سلطانا).
💡 اذا صليت صلاة فريضة فصل لوقتها صلاة مودع تخاف الا تعود اليها؛
💡 5- ترس از خدا، زمينه ى فرمان پذيرى و ترس از غير خدا، زمينه ى فرمان گريزى است. (فلا تخافون و خافون ) (با توجّه به آيات قبل )