باغ یک

لغت نامه دهخدا

باغیک. [ ] ( اِخ ) محلی در 220 هزارگزی طهران میان ساقه و سوریان. و آنجا ایستگاه ترن است. ( یادداشت مولف ). || نام ایستگاه شماره 14 راه آهن جنوب است که پیشتر قاضی آباد نامیده میشد و بواسطه نزدیکی آن به باغیک این نام پذیرفته شد. ( لغات مصوبه فرهنگستان ).

جمله سازی با باغ یک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باغ یک روستایی از توابع بخش سلفچگان شهرستان قم در استان قم ایران است.

💡 سرآغاز یک باغ یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۸۱ به کارگردانی علی پاکاریان، و تهیه کنندگی علی اکبر کرد و حسین مروی می‌باشد که از شبکه پخش شد.

💡 ای روی تو چونان که کنی تعبیه در باغ یک دسته گل سوری برسروبرومند

💡 همچون قد و خدّ تو مپندار که در باغ یک سرو کشید قامت و یک گل به برآید

💡 گفتم به چمن سروی چون قامت او باشد گفتا نبود در باغ یک سرو به همتایش

💡 باغی است درگشاده در آن باغ بی‌عدد بر هر دری شکفته از آن باغ یک شجر